تبليغاتX
حرف های دل یک جوون ایرونی

حرف های دل یک جوون ایرونی

یادداشت های شخصی سعید زارعی

سفری به آسمون!!!

حتما تا الآن ابوحمزه* خوندی؟!ابوحمزه اصلا مال ماه رمضونه خیلی فرازهای زیبایی داره اصلا حرف زدن با خدا رو به انسان یاد میده.ماه رمضونم که اگه این سرگرمی ها به آدم اجازه بده باید سرمون درد بکنه برای حرف زدن با خدا که حالا هرکس کلاه خودش رو باید قاضی کنه وببینه که چقدر سرش درد میکنه برای دوکلام مناجات باحال اونم با کی با اوستا کریم!اینا رو گفتم که بگم یه فراز از این دعای بسیار زیبا هست که به قبر و احوالات شب اول قبر می پردازه و با ابکی ابکی شروع میشه.البته اول اینو باید بگم که خدا دو ساله که آرزوی هجده نوزده ساله ی من روبرآورده کرده و ما دو ساله که شبهای ماه رمضون مهمون مناجات های استاد بزرگوار حاج منصور ارضی** هستیم در مسجد عرش(ارک).یادمه شب هشتم رمضون بود که حاجی ابوحمزه رو به این فراز های ابکی ابکی رسونده بود بچه شیعه وقتی به این فراز از دعا میرسه یاد اون حدیث مشهور*** از امام رضا(ع) می افته به خاطر همین وقتی حاجی داشت مناجات میخوند بدرقم دلم پرکشیده بود سمت گنبد طلایی ضامن آهوبهش گفتم آقا همین ماه رمضون مارو مهمون خودت کن راه دوری نمیره........به ده روز نرسید که ما این حرف رو به آقا علی بن موسی الرضا گفتیم که روز 17 رمضون بود بعد از کلاسم به چند تا از بچه ها گفتم پایه اید بریم مشهد گفتن آره. ومن هم از خدا خواسته رفتم و برای همون روز بلیط گرفتم و الآن هم تو ماه رمضون 5روز مهمون آقا هستیم چی خواستیم و چی شد؟رئوفه دیگه فقط مهربونیه کارش.شب های 19 و 21 رمضون در جوار علی بن موسی الرضا دعا گوی شما هستم.آقا مثل همیشه اون عنایت خاص شون رو شامل حالم کردن.جاتون خیلی خیلی خالیه

یاحق

:چیزی شبیه پی نوشت

 ۱ـ البته این سفر زیبا ما رو از زیارت مقام معظم رهبری وسیراب شدنمون از سخنان گهربارش در نماز جمعه تهران محروم کرد.اما امید ما به زیارت نائب المهدی در روز عید فطره

۲ـ حضرت آقا جواب سخنان ابلهانه پاشنه ی اشیل دولت یعنی اسفندیاررحیم مشایی رو خوب دادن و البته اسفندیار هم عاقلانه رفتار کرد و از حضرتش عذر خواهی کرد.البته جا داشت اسفندیار قبل از این که کار به این جا برسه خودش چشماش رو اصلاح می کرد

-----------------------------------------------------

دعای ابو حمزه از امام چهارم امام سجاد(ع)نقل شده است که متن آن در کتاب شریف مفاتیح الجنان موجود می باشد*

**سی سالی میشه حاج منصور ارضی ماه های رمضون از شب اول تا شب عید فطر در مسجد ارک تهران که در این مدت به خاطر مناجان عرش خدا رو روی زمین مجسم میکنه از ساعت ۱۲ شب تا یک ساعت مونده به اذان صبح با نوای ملکوتیش به مناجات می پردازد که در تمام این سالها با استقبال زیاد جوانان و اقشار مختلف مردم روبروست.البته لازم به ذکره حاج آقا منصور هر شب جمعه در جوار حرم مطهر عبدالعظیم حسنی در شهر ری از ساعت ۱بامداد تا اذان صبح روز جمعه به مناجات و قرائت دعای کمیل مشغول می باشد. سعی کنید از دست ندید مناجات های جاج آقا منصور رو 

***در این حدیث مشهور که از امام رضا منقول است به این مضمون می فرماید هر کس به زیارت علی بن موسی الرضا رود آقا در سه جا به دیدارش می روند یکی در لحظه جان دادن و دوم در شب اول قبر و سوم در جایی که مامه اعمال را به دست انسان می دهند.آقا ما رو فراموش نکنیا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:32  توسط سعید زارعی  | 

برای"فرزند خاک"

در این گرمای رو به زوال تابستون حتما واست پیش اومده که از خونه بری بیرون فقط واسه این که یه لیوان یخ در بهشت و یا آب طالبی بگیری و بی خیال از یخ زدن دندونات این یه لیوان رو تو سه سوت بری بالا؟......آخ که چه لذتی داره......

مدتهاست دچار یه حالتی شدم و دقیقا مثل همین آدمی که تمام کیف و حالش تو بالا رفتن اون یک لیوان یخ در بهشتست و در مسیر رسیدن به مغازه مدام به یخ در بهشت فکر میکنه همین حالت رو دارم اما یه تفاوت اساسی این وسط وجود داره و اونم اینه که مزاج من با صد تا یخ در بهشت هم متعادل نمیشه چه برسه به یکی....اما میدونم از کی این حالت واسم پیش اومد و خوب میدونم این حالم اصلا ربطی به این تابستون بی بارون و فوق العاده گرم نداره.....این برهم خوردن مزاجم درست از زمانی شروع شد که هر روز شاهد تبلیغ یه فیلم سینمایی بی محتوا بودم و گاهی اوقات از اینکه مدتهاست رنگ سینما رو ندیدم و اصلا دل و دماغ رد شدن از کنار دربش رو هم ندارم بد جوری حالم گرفته شده بود توبمیری انگار حال و هوای همونی رو داشتم که توی این گرمای تابستون هر چی میره به یخ در بهشت نمی رسه.......اما خدا رو شکر قرار نبود یخ در بهشت همیشه سواره باشه و ما پیاده......شاهکار علی باشه آهنگر به نام ((فرزند خاک))یخ در بهشتی بود برای این مزاج نا متعادل من و نه تنها دل من رو از تشنگی نجات داد بلکه باران رحمتی بود بر کویر بی آب و علف سینمای دفاع مقدس و همچنین طلوعی زیبا و درخشان بود بر کویر تف دیده سینمای ایران.

 

طلوع کرد ((فرزند خاک))تا مسیحی باشد برای پرده های نقره ای و بی رمق سینمای کلیشه ای و بی محتوای امروز ایران.فیلمی که همه را نجات داد و من هم با افتخار بعد از مدتها دقیقا مثل نوشیدن همان یک لیوان یخ در بهشت پا به سینما گذاشتم و((فرزند خاک))  را با چشمانی پر اشک همراهی کردم......یک داستان بکر، مجمو عه ای از بازی های باور پذیر و دلنشین، به همراه ریتم مناسب سر جمع می شود شاهکاری به نام ((فرزند خاک)).

حالا به تبلیغ فوق العاده ضعیف تلوزیونی فیلم توجه نکنید.حتما ارزش سینما رفتن در این گرمای رو به زوال را دارد.اشک را مهمان گونه هایتان خواهد کرد.بازی حیرت آور مهتاب نصیر پور رو از دست ندید و کمی هم با مشکلات معیشتی مرزنشینان آشنا شوید.

اشک مهمانتان

یخ در بهشت گوارای وجود

یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 20:22  توسط سعید زارعی  |