من تو کتم نمی ره. این مردمی که تو کرمان به استقبال احمدی نژاد رفتن، قطعا سیب زمینی گرفته بودن! اصلا بهشون آش داده بودن. چه می دونم. شاید ناهار داده بودن. صبح بود که بود. یعنی نمی شه ناهارو همون صبح علی الطلوع توزیع کرده باشن... اصلا آقا دولت مدام خودشو برا این مردم ندید بدید لوس می کنه. چهار ساله که دولت تبدیل شده به ستاد انتخاباتی! چرا؟ چرا نداره. راه براه می رن این استان و اون استان. این شهر و اون روستا. به شما چه 16، 15ساله کلنگ احداث بیمارستان و دانشگاه و مجتمع پتروشیمی و کارخانه فلان و مجتمع بهمانو توی فلان شهر زدن و حالا از اون بنا فقط 4 تا تیرآهن زنگ زده باقی مونده. مگه فضولین که اینجا و اونجا سرک می کشین و نبش قبر می کنین و پروژه ها را پشت سر هم به پایان می رسونین و تحویل مردم می دین؟!

اینا اگه واقعا قصد تبلیغات و خریدن رای مردمو نداشتن مثل قبلیا، مردمو با دزدای سرگردنه ول می کردن به حال خودشون. اعتنا هم نمی کردن. اون وقت می دیدیم رای میارن یا نه! این که هنر نیست در اتاق وزیر و رئیس جمهور به روی مردم باز باشه. اصلا کلاس ریاست و مدیریتو پایین آوردن. آقاجون! بلد نیستی ریاست کنی برای چی میای وسط و نرخو به هم می زنی؟! رو نیست که سنگ پاس! می گی قیافه ات به درد ریاست نمی خوره، برا چی چی اومدی؟ می گه به درد سوپوری و نوکری مردم که می خوره!
از وقت مردم می زنن پا می شن می رن گشت و گذار استانی! مرد حسابی، اگه تو واقعا سیاست سرت می شد و نرخ دستت بود که 4سالو همین جور مفتی مفتی از دست نمی دادی، می رفتی حالشو می بردی. گفتیم ایران برای همه ایرانیان اما تو چرا این قدر جدی گرفتی؟ هی توقعاتو بالا ببر! هی به مردم بگو خدمت و نوکری دولت حق شماست. این دوره که هیچی! آن قدر آب و برق و جاده و گاز کشیدی برای این کوره دهات و شهرهای پرت و اون قدر خودتو برای مردم پاپتی لوس کردی که انتخابات تبدیل شده به انتصابات، عین یه نمایش! اصلا جا برای رقابت هم گذاشتی؟! مرد حسابی تو شورای نگهبانو هم از کار بیکار کردی! اما حالا این دوره هیچی! فکر کردی 8سال بعد تو، اون بدبختی که میاد رئیس جمهور می شه، با این ملت پرتوقع و زیاده خواه چه بکنه؟! اصلا فکر کردی با این کارات، دفعه بعد کسی هم میاد نامزد ریاست جمهوری بشه؟! ریاستو کردی یه پا زقّوم، حنظل، زهرمار! دیگه مزه داره این ریاست؟! ای پوپولیست! ای عوام گرا! ای مرتجع! ای پنجاه و هفتی! ای نوکرصفت! ای خدمتکار...!
ببینم! تو واقعا فکر کردی شهر هرته؟! همین جور بیای شهرو بریزی به هم و بری؟! حالا دیگه میری از کشاورز سیب زمینی می خری که نگنده؟! مگه تو مامور بهداشتی؟! گندید که گندید.اگه نخری عوضش اون دهاتی کارو زندگی شو ول می کنه، پا می شه میاد شهر، یه پا می شه واسطه خودش طبقه متوسط! مگه تو طبقه متوسط هم گذاشتی بمونه؟ چرا حالیت نمی شه! طبقه متوسط یعنی یه جور سیب زمینی بی رگ! یعنی تنش زدایی! یعنی اینکه یارو همش فکر نکنه بین طبقات مرفه و محروم شکاف مکافی هم هست، بشه بی خیال و راضی، بشه ماشین رای! اما مگه می ذاری؟ شدی وکیل مدافع طبقات محروم؟ شدی آینه دق تازه به دوران رسیده ها و نابغه هایی که ذکاوت داشتن، تونستن خودشونو بالا بکشن و بشن میلیاردر، بشن صاحب نفوذ. بابا آخرش جنگ می شه ها؟!
اصلا تو نگاه امنیتی به مسائل اجتماعی سرت می شه؟! بابا وقتی همه طبقاتو با پاک کن پاک کردیم و اسمشو گذاشتیم طبقه متوسط، دیگه یارو حالیش نمی شه مطالبه و توقع داشته باشه، عین بره رام می شه. دیگه هیچ بحرانی هم پیش نمیاد. حالا تو بگو مردم شما حق دارین، شما ولی نعمت ما هستین، ما باید نوکر شما باشیم. حق شما رو پس می گیریم. چی دارم می گم؟ اگه نگاه امنیتی حالیت می شد که این همه خلایقو سوم تیر و بعد اون به خیابونا نمی ریختی. حالا دهاتیا و گودنشینا و مرزنشینا و پایین شهر یام واسه ما شدن شهروند درجه یک.
اصلا میدونی؟ این مردم ندید بدید توی کرمان و یزد و فارس و خراسان و همدان و زنجان و لرستان و گلستان و اردبیل و کرمانشاه و کردستان و هرمزگان و قزوین و سمنان و سیستان و بلوچستان و چهارمحال و بوشهر و گیلان و مازندران و آذربایجان و کهکیلویه و اصفهان و... همون به درد تو می خورن. رئیس جمهور ندیده ها! وزیر ندیده ها! متقلب ها! همینان که تو انتخابات دستکاری و تقلب می کنن. راس راسی باورشون شده که آزادیه! این جوری دیگه روحیه و رقابت می مونه؟ این جوری می شه تنور انتخاباتو گرم کرد؟ این مردم اگه انتخابات و رقابتو قبول داشتن که واسه نامزدای ما هم خودکشی می کردن. آخر یه شهر چند صد هزار نفری مثل ایلام، همش باید 1500نفر برن به استقبال نامزد ما اون وقت اسم احمدی نژاد که اومد همه بریزن تو خیابون؟! ما از حالا اعلام می کنیم تقلب شده، دوپینگ کردن- اما مگه با آش و سیب زمینی بی رگ هم میشه دوپینگ کرد؟!- الهی مافیا تو و اون هواداراتو بخوره!....

نویسنده:رئیس کمیته صیانت از آراء
به نقل از روزنامه کیهان مورخ پنج شنبه ۲۸/۱/۸۸
یاحق
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:8  توسط سعید زارعی
|
مسؤول دفتر مقام معظم رهبری وقتی در مراسم تشيع شهيد آوينی حاضر شدند، به من فرمودند: «تدارك ببينيد، آقا هم قرار است در تشيع شركت كنند». گفتم: «چرا از قبل نگفتيد كه ما آمادگی داشته باشيم؟» گفتند: «ساعت 8:30 صبح آقا زنگ زدند و پرسيدند شما نرفتيد مراسم تشييع؟ گفتيم، داريم میرويم؛ فرمودند: مراسم تشييع در حوزهی هنری است؟ گفتيم: بله. فرمودند: من دلم گرفته، دلم غم دارد؛ میخواهم بيايم تشيع پيكر پاك شهيد آوينی».پيكر سيدمرتضی بر دوش مردم در مقابل حوزهی هنری تشييع میشد... خودرو حامل رهبر انقلاب در خيابان سميه ايستاد. علیرغم مسائل امنيتی، آقا برای ادای احترام به شهيد از ماشين پياده شدند، كنار پيكر سرباز خودشان ايستادند و زير لب زمزمه كردند: «إنا لله و إنا إليه راجعون». بعد در جستجوی خانواده شهيد، نگاهی به اطراف انداختند اما بهخاطر ازدحام مردم نتوانستند از نزديك خانواده را ببينند. پس از پايان مراسم آقا گفتند: «از طرف بنده به خانوادهی شهيد تسليت بگوييد؛ گرچه من خودم هم در اين مصيبت داغدار هستم». بعد آرام و بیصدا در حالی كه چشم به تابوت سيدمرتضی دوخته بودند، به راه افتادند. خيابان سميه هنوز صدای گامهای آهستهی رهبر را به دنبال پيكر سربازش در ذهن دارد.

چندی بعد، آقا در صفحهی اول قرآنی كه آن را به خانوادهی شهيد آوينی هديه كردند، اين عبارت را به دستخط خود نوشتند: "به ياد شهيد عزيز، سيد شهيدان اهل قلم، آقای سيدمرتضی آوينی كه يادش غالباً با من است...
یاحق.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:3  توسط سعید زارعی
|
بعونک یا لطیف
جرم یا ادای تکلیف؟
نباید از کنار این پدیده به سادگی گذشت. آزاد شدن حجت الاسلام جهانشاهی، بخششی مانند سایر عفوهای رهبری نبود. تشکر مقام معظم رهبری از تلاش های این بزرگوار با بیان «شکر الله مساعیکم»، آشکارا اثبات نمود: عناوین ذکر شده در اتهامات ایشان نادرست بوده است. اساسا نباید و نمی توان از مجرم تشکر کرد مگر این که اتهام نابجا باشد و جرمی محقق نشده باشد.
چه دردی بالاتر از این که در نظام مقدس جمهوری اسلامی، مطالبۀ عدالت توسط طلبه ای بسیجی و مومن، «عدم رعایت شوون طلبگی» و «تشویش اذهان عمومی» شمرده شود؟! اساسا آیا روحانیت شأنی جز مجاهدت برای تحقق عدل و تقوا در جامعه دارد؟ و آیا اقدام این بزرگوار جز لبیک به ندای مقام معظم رهبری که ندای فطرت و دین است، کار دیگری بوده است؟
آزادی ایشان را نباید به عنوان «قضیه فی واقعه» و در چارچوب مساله ای شخصی تحلیل کرد. آزادی جهانشاهی، پیروزی راه روشن عدالتخواهی است که مقصدی جز زنده کردن هویت حقیقی نظام جمهوری اسلامی ندارد. پیشتر مقام معظم رهبری بارها و بارها در دیدارهای دانشجویی خویش ضمن دعوت دانشجویان به مطالبه عدالت، فرموده بودند که با تمام توان پشتیبان این مسیر خواهند بود. این آزادی نهال عدالتخواهی را آبیاری کرد و به قلب جوانان پرشور و مطالبه گر عدالت، امید و پویایی بیشتر بخشید.
محدودیت های حقوقی و قانونی دستگاه قضایی در مسیر پرپیچ و خم مبارزه با فساد اقتصادی و اداری، پذیرفته و معقول است ولی آنچه پذیرشش دشوار می نماید این است که نظام قضایی به جای بستر سازی قانونی برای مشارکت عمومی در عرصه مطالبه عدالت، اقدامات مخلصانه پیشروان این مسیر را «جرم» تلقی کند و مجاهدان عدالت خواه را محکوم و زندانی نماید.
شکست محافظه کاری
مطالبه گری و محافظه کاری، دو گرایش موجود در کشور در مواجهه با فسادهای سازمان یافته و عمیق است. مطالبه گری آگاهانه و هشیارانه، حاشیۀ امن مفسدان را برهم می زند، در حالی که محافظه کاری و اهمالگری در مبارزه، بستر را برای توسعه فساد مهیا می کند. مطالبه گری مستضعفان را امید می بخشد و رابطه حاکمیت و مردم را تقویت می کند در حالی که محافظه کاری به گسست مردم از نظام کمک می کند. مطالبه گری مشارکت عمومی را در جهت تحقق عدل و قسط فراهم می کند در حالی که محافظه کاری، توان حاکمیت را در دادگستردن تضعیف یا زائل می کند. مطالبه گری عمومی گرفتار مناسبات قدرت و ثروت نخواهد شد در حالی که با صرف نظر از محافظه کاری نظری، عمده کوتاهی های موجود ناشی از ملاحظات سیاسی و مالی است.
سخن این است که با محافظه کاری در مبارزه با فساد اقتصادی، عدالت به دست نخواهد آمد هر چند محافظه کاران خود از فساد مبرا و پاک باشند. این پیروزی، در حقیقت پیروزی تفکر مطالبه گر در مقابل محافظه کاری برخی مسوولان بود.
دفع یک توهم
برخلاف آنچه برخی ترویج می کنند، عمومی نمودن مطالبه، دخالت در مسیر قانونی عدالتخواهی نیست و مطالبه گری هوچی گری و اقدام برهم زننده غیر تخصصی به شمار نمی آید. هدف مطالبه برهم زدن آرامش جامعه و خارج کردن کار از چارچوب اداری و قانونی آن نمی باشد. مطالبه گری عدالت به معنای سد کردن انحراف از مسیر قانون و مقاومت برای اجرای قانون است. اساسا مطالبه اگر مطالبه باشد و متصف به اوصاف بصیرت، تخصصی بودن و با کارشناسی دقیق انجام گردد، تقویت مسیر قانونی موجود در حاکمیت است. مطالبه گری توان خروشان توده ها را در راستای اهداف نظام ساماندهی کرده، تمرکز می بخشد.
خط شکنی
همیشه خط شکنی اخلاص و ایثار بیشتر نیاز دارد به ویژه در جبهه عدالت خواهی و مبارزه با فسادهای سازماندهی شده. اقدام خداپسندانه جهانشاهی و مقاومت و اصرار ایشان در بیان مطالبۀ عدالت، کلمه حقّی بود که توسط فرزند حوزه علمیه فریاد زده شد. حضور به موقع و تأثیرگذار دانشجویان نیز در حمایت از ایشان، بستر تازه ای در همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه را در مسیر عدالتخواهی ترسیم نمود.
آزاد شدن حجت الاسلام جهانشاهی، آغاز دوران جدیدی در فرهنگ مطالبه گری بود
یاحق
---------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
۱-این مطلب متن یادداشت یادداشت حجه الاسلام غریب رضا ست که از پایگاه جنبش عدالتخواه برداشتم.
۲-سه چار ماه یش یه مطلب واسه زندانی شدن حجت الاسلام جهانشاهی(طلبه سیرجانی) نوشته بودم و شاید الآن این مطلب رو به مناسبت آزادی ایشون در وبلاگم قرار بدم.
.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:25  توسط سعید زارعی
|