یادداشت سوم
در یاددداشت قبل ذکر کردم که ما به عنوان یک جوون نسل سوم انقلاب باید در مسیر بازسازی تمدن اسلامی نقش خود را شناخته و تلاش گسترده ای برای ایفای بهترین نقش انجام دهیم زیرا حضرت امام فرمودند:((اگر ما شکست بخوریم و نتوانیم این پرچمی را که برداشته ایم درست در قله بنشانیم چنان سیلی ای به اسلام خواهد خورد که معلوم نیست تا چند قرن دیگر سر بردارد)).در سیر به وجود آمدن انقلاب دونسل از حوزه و دانشگاه (همان نسل اول انقلاب)با اصولی مشترک و با استراتژی و تاکتیک بی نظیر خود توانستند اولین پدیده ی جهانی قرن اخیر را بوجود آورند و پرچم اسلام را از روی زمین بلند کنند و به سوی قله حرکت خود را شروع کنند.این پرچ توسط نسل اول انقلاب از روی زمین بلند شد و حرکت به سمت قله آغاز شد و با به عرصه آمدن نسل دوم و با حراست از این پرچم توسط این دو نسل(نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه)حرکت شروع شده توسط نسل اول سرعت بیشتری به خود گرفت.

(این تصاویر ربطی به نوشته ندارد!!!)
گفتن این نکته خالی از لطف نیست که همان طور که انرژی (منظور از انرژی نشاط و شادابی جوانیست) نسل اول داشت تمام می شد که این نسل این پرچم را به دوش نسل دوم نهاد تا به روند حرکت به سمت قله سرعت بیشتری بدهدحال درست همین اتفاق افتاده است نسل دوم دارای آن انرژی اولیه(انرژی زمان جنگ)نیست پس لازم است نسل دوم نیز همان کاری را کند که نسل اول انجام داد و پرچم را بر دوش نسل سوم نهد تا سرعت حرکت دراین صخره های عظیم بیشتر شود و ما با سرعت بیشتر و با تحول بهتر و اساسی تر به سمت قله حرکت کنیم.حال لازم است نسل سوم به میدان آمده و پرچم را از این دو نسل(نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه)تحویل گرفته وبه حرکت به سمت قله سرعت بخشد.اما باید این نکته رو متذکر شد که ما برای ((جامعه سازی جدید))که الآن درگیرش هستیم -که اگر از آن موفق بیرون بیاییم همان بازسازی تمدن اسلامی خواهد بود و رنسانس دیگری را در جهان پدید خواهد آورد- نیاز به زمان داریم.می دانید که واحد ساختن یک فرد(از لحاظ فکری و اجتماعی) چند ماه و یا چند سال است(کمتر از 2سال)اما واحد ساختن یک جامعه حداقل دهه است ما باید چند دهه برای ساختن این جامعه و فرهنگ کا کنیم که اگر ما این پروژه ی عظیم(پی ریزی ساختمان کامل تمدن اسلامی) رابتوانیم درست پیاده کنیم و پیش ببریم بزرگترین پدیده ی جهانی هزاره ی اخیر اتفاق خواهد افتاد.نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه این انقلاب را بوجود آوردند و از آن حراست کردند(به خصوص دهه 60 و70)و بزرگترین پدیده ی جهانی قرن اخیر را رقم زدند و نقش خود را شناخته و به بهترین نحو به ایفای آن پرداختند اما حال نوبت ما نسل سومی هاست، ما باید این حرکت آغاز شده توسط این دو نسل بزرگ (نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه)را با به ارث بردن تمام تجربیات آنها سرعت بخشیم و با عزم و اراده ای قوی به سمت قله حرکت کنیم و نقش خود را بشناسیم و برای ایفای هرچه بهتر آن تلاش کنیم و این بزرگترین پدیده ی جهانی قرن اخیر را به بزرگترین پدیده ی حهنی هزاره اخیر تبدیل کنیم.راه رسیدن به این جامعه سازی جدید که همان بازسازی تمدن اسلامی است این است که نسل سوم حوزه و دانشگاه با همان اصول و مبانی مشترک به ارث برده از دو نسل افسانه ای خود و حتی شدید تر قدم در این راه نهند اما با این تفاوت که دیگر نیاز به تاکتیک نسل اول و دوم نیست هر زمان تاکتیک و روش خاص خود را می طلبد نسل سوم باید تاکتیک جدید((جزئی گویی به جای کلی گویی)) و ((دقت نظری)) به این حرکت سرعت بخشد و نهضتی را علیه ترجمه به راه اندازد که این نقطه شروع حرکت توسط نسل سوم خواهد بود.

(این تصاویر ربطی به نوشته ندارد!!!)
نسل سوم حوزه و دانشگاه باید قدم در وادی تولیدعلم اسلامی نهند ودر روند تولید علوم اسلامی جزئی گویی را به جای کلی گویی وهمراه با دقت نظری پایه ریزی کند که لازمه رسیدن به این مهم همانطور که این حقیر در یادداشت قبل بدان متذکر شدم به فرموده حضرت آقا:((اسلامی کردن دانشگاه هاست)).که گفته شد که اسلامی کردن نه در جدایی دختر و پسر و اجباری کردن چادر برای دختران است بلکه در اسلامی شدن علوم دانشگاهی است که الآن اینگونه نیست ما برای بازسازی تمدن اسلامی نیاز به تمام علوم آن هم اسلامی داریم و یکی از مراکز مهم علوم دانشگاه است دانشگاه امروز ما هنوز دارای علوم اسلامی نمی باشد چطور می خواهد تمدن اسلامی بوجود آورد؟دانشگاهی که در آن روانشناسی با مبانی غربی، جامعه شناسی با مبانی غربی،و همچنین هنر ،اقتصاد وسایر علوم به خصوص در حوزه علوم اسلامی همه با مبانی و پایه ی غربی خوانده می شود مبانی ای که در آن جهانبینیه غربی حاکم است جهانبینی ای که مبتنی بر ماتریالیسم و اومانیسم است و چند واحد دروس معارف هم در کنار آنها پاس می کند که پاس کردن این واحدهای معارف نتیجه ای جز توپ فوتبال شدن دانشجو در پی ندارد.چرا؟

(این تصاویر ربطی به نوشته ندارد!!!)
چون جامعه شناسی غربی، روانشناسی غربی، هنر غربی، اقتصاد غربی،مدیریت غربی وسایر علوم مبتنی بر مبانی غرب آن را به سویی هدایت می کند که معارف اسلامی آن را از آن سو باز می دارد.به همین دلیل دانشجویی که با معارف اسلامی یک آشنایی صرفا سطحی دارد، اما نا آشنا هم نیست، وقتی با مبانی روان شناسی، جامعه شناسی، مدیریت، علوم سیاسی،فلسفه، حقوق، اقتصاد، هنر وسایر علوم مبتنی برمبانی غرب آشنا می شود در تعارض بین آموزه های دینی و غربی می ماند.چرا؟چون ما روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت، علوم سیاسی، فلسفه، حقوق، اقتصاد، هنر و سایر علوم، به صورت اسلامی و با مبانی اسلامی نداریم و در دانشگاه ما تدریس نمی شود.و تا این علوم به صورت اسلامی تدوین نشود ما به تمدن اسلامی نخواهیم رسید و اسلامی کردن علوم دانشگاهی نقطه شروع بازسازی تمدن اسلامی است که وظیفه نسل سوم است. با این روندی که الآن دانشگاه ما دلرد نهایتش این است که یک استاد اگر خیلی حال و حوصله داشته باشد چند تا روایت و آیه در کنار مطلبش ذکر می کند تا یک مقدار رنگ اسلامی به درسش بدهد.

(این تصاویر ربطی به نوشته ندارد!!!)
حال نظر حقیر بر این است که ما برای طراحی و پی ریزی ساختمان کامل تمدن اسلامیه مد نظر ولی امر مسلمین جهان نیاز به علوم اسلامی در تمام زمینه ها داریم وبا توجه به این که دانشگاه یکی از مهم ترین مراکز علوم و تاثیر گذار در این مسیر است پس باید علوم آن تبدیل به علوم اسلامی شود.برای تحقق این مهم نیاز شدیدی به حرکت دوشادوش نسل سوم حوزه و دانشگاه داریم که به نظر این حقیر این امر(اسلامی کردن علوم دانشگاهی) اتفاق نخواهد افتاد مگراین که در این مسیر نسل سوم حوزه به کمک برادران خود در نسل سوم دانشگاه آمده وبا همکاری همدیگر علوم دانشگاهی را با مبانی اسلامی تدوین کنند.درست همانطور که نسل اول و دوم حوزه و دانشگاه با اصول و مبانی مشترک بزرگترین پدیده ی جهانی(انقلاب اسلامی) قرن اخیر را بوجود آوردند این بار هم نسل سوم حوزه و دانشگاه با همان اصول و مبانی مشترک به ارث برده از دو نسل افسانه ای خود دو شادوش هم با قدم نهادن در وادی اسلامی کردن علوم دانشگاهی به حرکت در مسیر بازسازی تمدن اسلامی مد نظر حضرت آقا سرعت بخشند و مقدمات تمدن اسلامی را فراهم آورند.پس در روند اسلامی کردن علوم دانشگاهی باید حوزه های علمیه به کمک برادران خود در دانشگاه شتافته و مقدمات تمدن اسلامی را فراهم آورند.این مسائل می تواند از انگیزه های این حقیر برای پا گذاشتن در حوزه ی علمیه باشد.
پس ای جوون ایرونی نسل سوم انقلاب در خاطرت باشد که ما باید دانه هایی باشیم که می خواهیم آسمان را لمس کنیم!
تو نمی خواهی آسمان را لمس کنی؟
آب هست، خاک هست، بیا تا جوانه بزنیم.
خدایا شکرت/یاحق


