تبليغاتX
حرف های دل یک جوون ایرونی - عطر غریب سیب می آید

حرف های دل یک جوون ایرونی

یادداشت های شخصی سعید زارعی

عطر غریب سیب می آید

لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمه لک و الملک، لا شریک لک لبیک.

یادت هست همین دیروز بود که فرمود:خداوند مرگ را مانند گردن بند که برگردن دختران می بندند، بر فرزند آدم کشیده و بسته شده.و چقدر مانند اشتیاق یعقوب به دیدن یوسف، شیفته ی دیدار پیشینیان خود هستم و براستی برای من جایگاهی برگزیده شده که به آن خواهم رسید.می بینم که بند بند پیکر مرا گرگان بیابان در صحرای کربلا پاره پاره می کنند و شکمبه های خویش را پر می کنند.گریز گاهی نیست از روزی که به قلم تقدیر نگاشته شده، رضای خداوند در رضای ما اهل بیت است. هر کس که در این راه آماده بذل خون و جان خویش است و مهیای لقای خداوند است، با ما عزم رحیل کند......خداوندا لبیک! منا کربلاست؟!

الرحیل، الرحیل، یاران شتاب کنید.....

بسم الله و بالله و علی مله رسول الله.شگفتا که تمام حج رو به سوی کربلا نهاده بود و جماعت رو به سویی دیگر، تمام حج بی یار مانده است.او دارد به منا می رود به قربانگاه می رود. تمام حج در حال حرکت است، اما، هر منزل از تعداد اطرافیانش کاسته می شود......الرحیل، الرحیل، یاران شتاب کنید.........

حسین دارد به قربانگاه می رود آی جماعت! امام خود را تنها گذاشته اید،تمام حج را رها کرده اید و به دیواری متصل شده اید؟خلقت دارد از شدت حماقت شما آب می شود، آبرویی برایش باقی نگذاشته اید............

کربلا از سیطره ی زمان و مکان خارج است اصلا صحبت از زمان و مکان در برابر ولایت، نشان از بی خردی است.کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا.امام دارد منزل به منزل به قربانگاه نزدیک می شود، نمی دانم به تعداد یارانش امسال افزوده می شود یا کاسته؟

الرحیل، الرحیل، یاران شتاب کنید.............

تلوزیون را روشن می کنم، دیدن یک صحنه باعث شد به جواب این سوالم پی ببرم "که آیا بر تعداد یاران او افزوده می شود یا کاسته؟"این صحنه را دیدم حسین زمان ما در میان حلقه مردم بود مردم بانک الرحیل، الرحیل، او را شنیده بودند.آخر صدا زنگوله های اشترانشان امسال از میان شهر آنها می آید.مردم دیوانه وار بر گرد او جمع شده بودند، مرکب حامل او از شدت ازدیاد جمعیت مدت ها بی حرکت مانده بود.

آنها آمده بودند تا ثابت کنند که پای نامه هایشان و امضایشان هستند،آماده برای رفتن به قربانگاه......دیگر صدای الرحیل نمی آید. برروی پیشانی هاشان و بر روی لبانشان یک کلام نقش بسته بود و آن هم این:

لبیک یا امام

آری اینها فهمیده اند که حج باطنی دارد و باطن حج ولایت است.می دانند حج تمام امسال از دیار آنها عبور می کند و در استقبال او ندای لبیک سر می دهند و پرچم هایی در دست دارند که نوشته است:

الیس الصبح بقریب

این مردم دارالعباده خوب فهمیده اندکه اگر می خواهند به صبح برسند باید به دنبال قافله ی حسین حرکت کنند.تاریخ دارد به آنها افتخار می کند آنها دنبال قافله سالار دارند حرکت می کنند، انبیاء به آنها رشک می ورزند که ای کاش آنها هم می بودند و در التزام رکاب حسین قرار می گرفتند و همراه با قافله حرکت می کردند و ندا سر می دادند:

حسین حسین شعار ماست........شهادت افتخار ماست

راستی مگر می شود نام سید الشهداء بیاید و حضرت آقا(حسین زمان)یاد تلخ ترین غم تاریخ نیافتند؟

نام حسین(ع) ذکر شب و روز اوست، حالا هم به بهانه ی شنیدن نام جدمظلومشان بر سینه می زنند و چه عصه ای دارد این سینه زدن آرام آقا]هوایی کربلا می شود کبوتر دل........

((من آبی چشم تو را سر می کشم تا، هر لحظه یاد روز عاشورا بیافتم.......))

آری باران چشمان عشق است که ما را یاد ساعات خوش عاشقی می اندازد........

مدام این چمله ی حضرت عشق بر لبم جاری می شود که فرمودند:

((باکی نداریم واقعه عاشورا دوباره اتفاق افتد))

آری امسال منزل به منزل بر یاران حسین افزوده شده است.................

الرحیل، الرحیل، یاران شتاب کنید........

یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 17:35  توسط سعید زارعی  |